
در سال 1325 در بخش «گشت»در شهرستان «سراوان» و در خانواده ای مذهبی و بلوچ اهل سنت دیده به جهان گشود. پس از دوران ابتدایی در مدرسه دولتی زادگاه خویش ،وارد حوزه علمیه گشت و بعد از آن دارالعلوم «زنگیان» سراوان شد و به تحصیل علوم دینی و مذهبی مشغول گردید. سپس برای تکمیل تحصیلات حوزوی به پاکستان رفت و به تحصیل پرداخت و بعد از چند سال، فارغ التحصیل شد و درجه روحانی «مولوی» را اخذ کرد. آن گاه به زادگاه خویش بازگشت. در سال 1346 با دختر عمویش ازدواج کرد که به لطف خداوند ثمره آن پنج فرزند صالح است.
وی فردی مومن، متعهد و پایبند به قوانین دین اسلام بود و کمک به افراد مستضعف را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. به مسائل شرعی، واجبات و مستحبا ت اهمیت بسیار می داد و خود نیز عامل بود. هیچگاه تلاوت قرآن مجید و خواندن نماز شب را ترک نمی کرد. به مطالعه کتاب های دینی ،مذهبی ،علوم جدید ،تدریس ،تحقیق و پژوهش علاقمند بود و اوقات فراغت خود را به مطالعه و تحقیق و پژوهش اختصاص می داد.
مبازره با طاغوت را در سالهای پیش از انقلاب آغاز نموده بود. در سال 1356 که زمزمه های انقلاب اسلامی بلند شد ،شهید برای دانش آموزان و آشنا ساختن آنها با ارزشها و آرمانهای اسلام ،به بهانه تدریس قرآن ،به مدارس دولتی نفوذ کرد و از همان جا به کودکان آگاهی های اسلامی می داد.
مولوی در زمان تحصیل از محضر اساتید دانشمندی که توان علمی بالایی داشتند ،از جمله استاد علامه حضرت« محمد یوسف حسین پور »در «گشت» ،استاد علامه« عبدالمجید ساداتی» در «سراوان» و نیز از اساتید مجرب و گرانقدر پاکستان همچون حضرت مولانا مفتی محمد شفیع عثمانی مفتی اعظم پاکستان و بنیان گذار حوزه علمیه بزرگ دارالعلوم کراچی علم را فرا گرفتند.
روابط شهید با استادانش بر اساس رابطه اسلامی شاگرد و استاد استوار بود؛ در مقابل آنان بسیار مودبانه و با احترام رفتار می کرد، به اوامر و نواحی شان توجه خاصی داشت. همیشه سعی می کرد رضایت خاطر آنان را فراهم کند و اگر در خانه ،مدرسه و یا بازار لازم بود خدمتی برای استادی انجام دهد، دریغ نمی کرد. فروتنی ،ادب اسلامی و احترام به اساتید را هیچگاه فراموش نمی کرد.
در رثای سردار شهید مولوی فیض محمد
سوزی بدل خزید که آرام جان برفت
آن عالم شهید دریغ از جهان برفت
چشمم بسی گریست که سرو و چمن برفت
قلبم بسی خزین که روح روان برفت
آن عالم جوان که از انفاس قدس او
روشن شدست عالم و او از میان برفت
جان را نثار کرد به اسلام شیر حق
زان نام قهرمان زکران تا کران برفت
چون تیرهای جور بفرتش فرود شد
روحش به سوی باغ برین جنان برفت
آن مدرسه گریست بخون سیاه دل
استاد کامل و محبوب مهربان برفت
هرگز نکرد خم سر تسلیم پیش جور
حق گفت و حق نوشت کزین آشیان برفت
استاد بود کامل و دانای دین حق
فیض محمد است که او ز این جهان برفت
روز سه شنبه هفت ماه رجب برفت
سال هزار و چارصد و یک بود کان برفت